لبخند انتظار
 
یکی در آرزوی دیدن توست / یکی در حسرت بوسیدن توست / ولی من ساده و بی ادعایم / تمام هستی ام خندیدن توست

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

حضرت‏ امام‏ حسن‏ بعد از پدر بزرگوار در عطا و بخشش‏ سرآمد اهل‏ روزگار بود.

مروى‏ است‏ كه‏ روزى‏ آن‏ حضرت‏ از مردى‏ شنيد كه‏ از حق‏ تعالى‏ در مى‏ خواهد كه‏ او را ده‏ هزار دينار دهد. فى‏ الحال‏ به‏ منزل‏ فرموده‏ ده‏ هزار دينار به جهت او فرستاد.

و معجزات آن حضرت بسيار است، و از آن جمله است كه روزى آن‏ حضرت با جماعتى...

در ادامه مطلب: مرد شامی زن شد

حضرت‏ امام‏ حسن‏ بعد از پدر بزرگوار در عطا و بخشش‏ سرآمد اهل‏ روزگار بود.

مروى‏ است‏ كه‏ روزى‏ آن‏ حضرت‏ از مردى‏ شنيد كه‏ از حق‏ تعالى‏ در مى‏ خواهد كه‏ او را ده‏ هزار دينار دهد. فى‏ الحال‏ به‏ منزل‏ فرموده‏ ده‏ هزار دينار به جهت او فرستاد.

و معجزات آن حضرت بسيار است، و از آن جمله است كه روزى آن‏ حضرت با جماعتى در زير نخلى خشك نزول فرمود. يكى از اولاد زبير همراه بود. گفت كاش اين درخت خرما داشتى. آن حضرت فرمود كه تو را اشتهاى خرماست؟ گفت: بلى، پس امام دست مبارك برداشته دعا كرد، فى الحال آن درخت سبز شده خرما بار آورد. پس به آن نخله بالا رفتند و آنچه بار آورده بود ببريدند و حضّار از آن بخوردند و همه را كفايت آمد.

و از آن جمله است كه وقتى مردمان گفتند به آن حضرت كه چرا از معاويه اين همه رنج به تو رسيد؟ آن حضرت فرمود كه به حقيقت آن رنج نبود، و به درستى كه من اگر از خداى تعالى در خواهم عراق را شام و شام را عراق گرداند و مردان را زن و زنان را مرد تواند كند. مرد شامى حاضر بود، گفت كه اين نتواند بود، دروغ گفتى. امام حسن- عليه السلام- فرمود:

برخيز، شرم نمى ‏دارى كه در ميان مردان مى‏ نشينى؟ آن مرد شامى چون در نگريست زن شده بود و به جاى آلت مردان فرج زنان در او پديد آمده.

أنيس المؤمنين، الحموي    متن    87     فصل در ذكر شمه‏اى از فضل و كمال آن منبع جود و افضال ..... ص : 86

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام آذر 1393 توسط